گفتن‌ها و نگفتن‌های رئیس جمهور
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

گویا هر بار که حسن روحانی در مقام ریاست جمهوری سخنرانی می‌کند، باید منتظر طرح یک سوال مهم و اضافه شدن به ابهامات باشیم. در ظاهر روحانی در سخنرانی‌هایش بخش‌هایی از واقعیت‌های حوادث مهم سیاسی و اجتماعی را می‌گوید، اما در واقع او پرسش‌های دیگری پیش روی شنونده می‌گذارد، باب دیگری باز می‌کند و بر ابهامات می‌افزاید. ابهاماتی که در سخنان او مطرح می‌شود، بر طرف کردن‌شان در شرایط کنونی جامعه ایران، از عهده کسی جز مقامات عالی‌ کشور ساخته نیست. یا این که باید منتظر ماند تا تاریخ واقعیت‌های بیشتری را روشن کند.
برای نمونه او در نشست خبری خود چند موضوع مهم را تشریح کرد و برای اولین بار درباره آن‌ها سخن گفت. یا به عبارت دقیق‌تر از واقعیت‌ها پرده برداشت. روحانی در اشاره‌ای مهم گفت که تا پیش از این، دو بار قصد داشته که از سمت ریاست جمهوری استعفا بدهد. یک بار زمانی که هنوز مراسم تحلیف ریاست جمهوری برگزار نشده بوده و یک بار هم در سال 97.این اشاره هرچند تازه، قابل توجه و مهم است، اما بیش از آن که بخشی از واقعیت را برای مردم روشن کند، ابهامات دیگری را در افکار عمومی مطرح کرده است.
روحانی نگفت که در سال گذشته چه شرایط و اتفاقات سیاسی رخ داده که او مجبور شده به استعفا فکر کند یا حتی آن را نزد رهبری مطرح کند.
او توضیح نداد که در انتخابات ریاست جمهوری چه اتفاقاتی افتاد که او به این نتیجه رسید رأی مردم را نادیده بگیرد و تا پای استعفا و پیشنهاد لغو مراسم تحلیف پیش برود. این حوادث هرچند منجر به استعفای او نشده‌، اما آن‌قدر مهم بوده‌ که روحانی را تا گام اعلام استعفا در جلسات خصوصی با رهبری پیش برده‌است.
حوادثی که منجر به این تصمیم شده‌اند دقیقا همان چیزی است که حسن روحانی آن را نگفت و با نگفتن خود بر تعداد ابهامات افزود.
روحانی همین طور در نشست خبری خود از جزییات چگونگی مطلع شدن دولت از ماجرای شلیک به هواپیمای اوکراینی گفت. او برای اولین بار ترتیب زمانی عملکرد دولت و اطلاع مسئولین دولت را درباره این حادثه مهم و دردناک در مقابل مردم بیان کرد. اما در خلال حرف‌هایش نیز چند بار تاکید کرد که این حادثه عجیب و حتی غیر قابل باور بوده است.
او همچنین اشاره کرد که خودش در پدافند هوایی مسئولیت داشته و با عملکرد پدافند هوایی آشناست و این رخداد برایش غیر قابل باور است. اما در نهایت نگفت که نظر کارشناسی و جمع‌بندی از علل این حادثه چه بوده است و با گفتن یک عبارت «اشتباه موردی» به ابهامات مطرح شده در این باره افزود.
به عبارت دیگر حسن روحانی نیز مانند بسیاری از کارشناسان رسما اعلام کرد که برخی از ابعاد این حادثه را باور نمی‌کند، ولی حاضر نشد بیشتر توضیح بدهد و به لبخندهای مکرر اکتفا کرد.
از جمله ابهامات دیگری که روحانی به آن دامن زد جزییات حوادث آبان ماه امسال است. روحانی با صراحت اعلام کرد همه اعداد و ارقامی که درباره کشته‌ها و زخمی‌های حوادث آبان ماه اعلام می‌شود، صحت ندارد. روی دیگر این سخن نشان می‌دهد که روحانی به عنوان رئیس جمهوری از جزئیات این حوادث و خسارت‌های ناشی از آن اطلاع دارد، اما نمی‌خواهد آن را به مردم بگوید.
ضمن این که بیان آن را به سازمان دیگری واگذار کرد. این نیز سوالی را مطرح می‌کند که چرا باید شخص اول مقام اجرایی کشور بیان جزییات حوادث مهم را به یک سازمان از قوه‌ای دیگر واگذار کند؟ آیا فشار و مسئله مهمی وجود دارد که شخص رئیس جمهوری از بیان آن امتناع می‌کند؟
نمونه‌های ابهاماتی که حسن روحانی در سخنرانی‌های خود برای جامعه مطرح کرده بسیار زیاد است.
شاید رئیس جمهوری فکر می‌کند که روزنامه‌نگار یا مدرس دانشگاه است که باید با ابهام‌آفرینی جامعه را به اندیشیدن وادارد. غافل از این که در جایگاه خود به عنوان منتخب مردم مسئولیت اطلاع‌رسانی و توضیح دادن درباره مسائل مهم کشور را نیز برعهده دارد.
در مورد دیگری روحانی اعلام کرده که باید دست رئیس جمهوری را در انتخاب وزیر زن باز بگذارند. سوال مهم این است که بعد از چند بار معرفی وزیر و کابینه، چرا حالا که کمتر از نصف عمر دولت باقی مانده رئیس جمهوری باید سر بسته از وجود موانعی برای معرفی وزیر زن سخن بگوید؟
البته با اشاره و کنایه حرف زدن تنها مختص به روحانی نیست. گویا در این دولت شیوه سیاست‌مداران دیگری نیز در لفافه سخن گفتن است. همچون حسام‌الدین آشنا مشاور فرهنگی روحانی، که بارها توییت‌هایی مبهم و بدون مخاطب منتشر کرده است. این احتمالا از همان بینشی ناشی می‌شود که مردم را خودی نمی‌داند و هر مطلبی را از فیلتر «اگر ضروری باشد به مردم بگویید»، عبور می‌دهد.