جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1513

نقدی بر سخنان دکتر محمدعلی موحد به بهانه زادروزش؛

زبان مادری و زبان ملی

سیدجواد میری (جامعه‌شناس)
دکتر موحد در جلسه پنجم اسفند ۱۳۹۲ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سخنرانی ارائه می‌دهد و در آنجا می‌گوید: «خاستگاه من... آذربایجان، به لحاظ فولکلور بسیار غنی است... اظهار علاقه آذربایجانی‌ها به فولکلور خاص و زبان مادری خود، هیچ‌گونه تعارضی با علاقه آنها به فرهنگ ملی و زبان رسمی فارسی ندارد. فارسی زبان رسمی و ملی ماست. میراث مشترک همه اقوامی که در این سرزمین زندگی می‌کنند و سهم آذربایجان در تحکیم مبانی این زبان، از هیچ‌جای دیگر ایران کمتر نیست».
دکتر موحد در این بحث دچار یک خطای مفهومی شده است که من پیشتر در «تاملی درباره ایران» به آن اشاره کرده بودم.
نکته این است که مفهوم «ملی» در سخن ایشان محدود به یک زبان در چارچوب ملیت و فرهنگ ایران شده است و به غلط دو مفهوم «ملی» و «رسمی»، در عِداد هم قرار گرفته‌اند و به نادرستی این دو مفهوم در تضاد با «زبان محلی» مفهومینه شده است. به سخن دیگر، ما چهار مفهوم «زبان مادری»، «زبان ملی»، «زبان رسمی» و «زبان مشترک» در بستر جامعه ایرانی داریم که تمییز این مفاهیم از یکدیگر، ما را در فهم مسئله زبان در ایران می‌تواند یاری کند. این سخن بدین معناست که تمامی زبانها در ایران به اعتبار اینکه در چارچوب سرزمینی ملت-دولت ایران واقع شده‌اند، بخشی از ملیت ایرانی هستند و جزئی از فرهنگ-زبان ملی ما هستند. به دیگر سخن، این فقط زبان فارسی نیست که «زبان ملی» ایران است، بل تمامی زبانهای موجود در ایران، در عِداد زبان‌های ملی ایران هستند و زبان فارسی هم در کنار دیگر زبان‌های موجود در ایران، «زبان مادری» بخشی از ملت ایران است؛ یعنی برخی از ایرانیان، زبان مادری‌شان ترکی نیست، بل فارسی است، همانگونه که برخی زبان مادری‌شان، ارمنی، گرجی یا عربی است. اما آنچه وجه تمایز بین زبان فارسی و دیگر زبانهای ملی و مادری در ایران ایجاد کرده است، از دو بعد قابل مطالعه است که یک بخش آن تقنینی است و بخش دیگر آن تکوینی است. بعد تقنینی آن با مفهوم «فارسی به مثابه زبان رسمی» در بستر پسامشروطه رخ داده است و در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر آن تصریح شده است، زبان فارسی را زبان رسمی ایران قرار داده‌اند و بعد تکوینی با مفهوم «فارسی به مثابه زبان مشترک» متبلور شده است که این ساحت صرفاً محدود به مرزهای ایران نیست و قابل مطالعه است. به عنوان مثال، چه عوامل تاریخی موجبات رشد، توسعه و بسط زبان فارسی در مشرق زمین -پیش از عصر استعمار- را ممکن ساخته بود؟‌ چگونه یک زبان از زبان قومی تبدیل به زبان بین‌المللی می‌شود؟‌ اینها پرسش‌هایی است که می‌توان در باب آنها اندیشید و دچار خطای مفهومی دکتر موحد نشد. زیرا او مفهوم ملی و رسمی را خلط کرده است و این خلط یک تقابل نامفید بین زبان‌های ملیت ایرانی ایجاد کرده و موجب شده است معماران فرهنگستان زبان در ایران، مفهوم «ملی» را منحصر و محدود به زبان فارسی کنند، دیگر زبان‌های ایرانی را به امان خدا رها کنند و سخن گفتن از آن را مترادف با تضعیف زبان فارسی قلمداد کنند.
توصیه مهربانانه من به دکتر موحد (اعلی‌الله مقامه) این است که در فرهنگستان زبان، این بحث را به صورت مستدل و علمی بیان کنند و دیگران را متقاعد کنند که «صفت ملی» بر تمامی فرهنگ‌ها، زبان‌ها و ادیان و مذاهب در ایران اطلاق می‌شود و این منافاتی با رسمی بودن زبان فارسی در ایران ندارد.