صبر انقلابی چقدر باید تمدید شود؟
کامران طباطبایی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1832

چرخش احتمالی بغداد و سمت‌ و سوهای جدید

دکتر صلاح‌الدین هرسنی (کارشناس مسائل بین‌الملل)

عراق روز یکشنبه 13 اکتبرانتخابات اخیر خود را در کنار چالش‌های بزرگی از جمله بحران اقتصادی، فساد، پاندمی کرونا، ناکارآمدی نهادهای دولت و فروپاشی زیرساخت‌های کشور، برگزار کرد. با توجه به اهمیت این انتخابات از همان آغاز معلوم و مشخص بود که  نتایج این انتخابات قرار است محل توجه افکار عمومی منطقه و به تبع آن افکار عمومی جهانیان شود، چرا که عراق می‌بایست در این مقطع زمانی مهم، رویکردهای سیاست خارجه خود را برای میانجی‌گری و ازسرگیری روابط میان دو رقیب منطقه‌ای یعنی ایران و عربستان در منطقه غرب آسیا به کار می‌گرفت.به همین خاطر بود که نتایج این انتخابات برای همه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم بود، با این هدف که ببینند رهبری آتی این کشور چه تاثیری بر توازن قدرت‌های منطقه‌ای خواهد داشت؟
اگر چه نتایج این انتخابات به قطعیت نرسیده است، اما نتایج ابتدایی نشان داده است که در این انتخابات، ائتلاف سائرون به رهبری «مقتدا صدر» روحانی شیعی با کسب 70کرسی از 329 کرسی، مدعی اصلی تشکیل دولت آینده عراق شده است. حال و اگر چه با توجه به حجم پایین میزان مشارکت، برگزاری این انتخابات و پیروزی حاصل از آن را باید به مثابه پیروزی در خیابان‌های خلوت عراق دانست، اما واقعیت آن است که آینده دولت عراق با ائتلاف گروه سائرون به رهبری مقتدی صدر رقم خواهد خورد و قطعا این پیروزی، پیام‌های بسیار مهمی برای همسایه شرقی آن یعنی ایران دارد.
در نگاه نخست، مهم‌ترین پیام نتایج انتخابات عراق متوجه چرخش احتمالی عراق در قبال ایران و گشایش سمت و سوهای جدید در ترسیم مناسبات جدید در هندسه ژئوپلیتیک غرب آسیا از سوی بغداد است. این منطق و گمانه بدان جهت تقویت می‌شود که جریان فتح به رهبری «هادی عامری» که از منظر ایدئولوژیک و معادلات راهبردی با ایران همسویی کامل دارند، فقط توانست 7 کرسی این انتخابات را کسب کند. کسب چنین نتیجه‌ای از سوی جریان فتح ابتدا به معنای شکست ائتلاف فتح و سپس به معنای کاهش نفوذ ایران در معادلات و واقعیات میدانی بغداد تلقی می‌شود. واقعیت این است که جریان فتح به ویژه شاخه نظامی آن یعنی الحشد الشعبی برای تهران در معادلات عراق اهمیت دارد و لذا به جهت آنکه این جریان نتوانست در این انتخابات همانند انتخابات 2018 بدرخشد، چنین به نظر می‌رسد هشدار که اوضاع برای تهران در نزد بغداد همانند گذشته نیست. تحت این شرایط غیرمنتظره نیست که بخواهد تغییراتی در روابط نظامی- امنیتی، تهران- بغداد آن هم تحت تاثیر نتایج این انتخابات و دولتی که قرار است روی کار بیاید، به وجود آید.
جدای از شکست جریان فتح آنچه در این انتخابات ضریب کاهش نفوذ منطقه‌ای تهران در معادلات عراق را بالا برده است، اتخاذ مواضع و رویکردهای جدیدی است که مقتدی صدر اعلام کرده است. او بعد از اعلام پیروزی در این انتخابات قویا بر این نکته تاکید کرد که بعد از تشکیل دولت از سوی حزب تحت ائتلاف او، همه میلیشیاهای نظامی باید در ذیل ساختار و بدنه ارتش عراق نقش‌آفرینی کنند و هیچ جریان نظامی نباید مستقل و منفک از ارتش و دولت عراق برای آنومیزه کردن بافت موزائیکی جامعه عراق، اسلحه به دست گیرد. اعلام این مواضع مقتدی صدر به معنای زنگ خطر حذف تدریجی الحشد الشعبی خواهد بود. 
البته اتخاذ چنین مواضعی همه مواضع مقتدی صدر نیست؛ آنگونه که از کنش‌ها و الگوهای رفتار مقتدی صدر پیداست، تغییرات و تحولات معناداری در رفتارهای جدید او پیدا شده است. مقتدی صدر همان‌گونه که از نوع رفتارهای جدید او پیداست، ابتدا تلاش کرد که  چهره‌ای ملی‌گرا و ضد فساد از خود را در قالب یک برنامه سیاسی، به نمایش بگذارد. علاوه بر این، نحوه یارگیری در محیط پر آشوب غرب آسیا را تغییر داده و ایران در انتهای لیست محاسباتی‌اش قرار گرفته است. برای نمونه (ایران‌ستیزی) جدید او جای (آمریکاستیزی) گذشته‌اش را گرفته و برای تحقق اهداف منطقه‌ای سفر به ریاض و دیدار با بن سلمان را به‌جای سفر به تهران و دیدار با مقامات تهران را ترجیح می‌دهد. در شرایط حاضر او نیز به مانند، همه تکنوکرات‌های عراق مانند حیدر عبادی، عادل عبدالمهدی و مصطفی کاظمی به این نتیجه رسیده است که نباید عراق پسا داعش و در عصر ظهور هویت‌های جدید و البته نامتجانس، جولانگاه کشورهای پر نفوذ منطقه‌ای شود و شاید نیز لازم دیده است که برای رسیدن به ثبات و سامان سیاسی در عراق، باید طرح تازه‌ای در افکند.
به این ترتیب و با توجه به سمت‌وسوهای ائتلاف سائرون که قرار است رهبری آتی و آینده عراق را به دست بگیرد، نیک پیداست که کفه موازنه در آینده معادلات بغداد به نفع تهران نچرخد.این وضعیت با توجه به آشفتگی در مرزها و مشخصا برقراری تئوری و آشوب در مرزهای شمال غربی و مشخصا از طریق ائتلاف‌ها و رزمایش‌های منطقه‌ای تل آویو-،باکو و اسلام‌آباد و همچنین تحرکات اکراد کردستان عراق و از سوی دیگر قدرت یابی دوباره طالبان در مرز‌های شرقی، اوج وخامت اوضاع در معادلات مرتبط با ایران را مضاعف میکند. تحت این شرایط شیفت پارادایمی از رویکرد امنیتی- نظامی به سمت رویکرد سیاسی- اقتصادی و نزدیکی به ریاض با توجه به اعلام آمادگی تهران- ریاض در گشایش سفارت و دفتر کنسولگری می‌تواند تا میزانی کفه تعادل به نفع ایران را حفظ کند.حال باید منتظر ماند و دید که چگونه ایران بخواهد با تجدید نظر در رفتارهای منطقه‌ای خود و حساب کردن بر روی ریاض، کفه موازنه را لااقل به صورت موازی در منطقه غرب آسیا تغییر دهد.