روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
02 اردیبهشت 1398  |  دانش و فناوری  |  کد خبر: 60704
0
0
اندیشه‌ورزی و جامعه سازی
محمدعلی نویدی ‪-‬ زادگاه و منشا تفکر و اندیشه‌ورزی، چیست و کجاست.اندیشه‌ورزی، با جامعه سازی و ساخت و بافت اجتماعی انسان چه نسبتی دارد.ضرورت آموزش و آموختن اندیشیدن با اثربخش زیستن، چه ارتباط وجودی و اندیشگی دارد.
اندیشه‌ورزی ریشه در فطرت و ذات و خاصیت جان و نهاد آدمی دارد؛ زیرا، عقل و خرد، مبدا و مصدر اندیشیدن و دانستن و فهم کردن است؛ این حقیقت را می‌توان هم بی واسطه و هم با واسطه دریافت و درک کرد و نیز در تاریخ اندیشه‌ها، رصد کرد.«مثل، آثار ابن سینا و غزالی و دکارت و کانت و هگل و دیگران».بنابراین، خاصیت یعنی «اثر» خرد و اندیشه آدمی، همانا، کنجکاوی و جستجو گری و دانستن و شناختن است؛ و پرسش و تردید و نقد و تحلیل و ترکیب، بعد از این مرتبه و ظهور اثر آن می‌آید.ذوق و شوق و عشق دانستن و دریافتن، در ذات عقل و خرد بالقوه، مرکوز و مکنون است.
خرد نخستین چیزی را که درک می‌کند، به تحقیق، «اثر» است؛ چون اثر، قوت و قدرت برخورد و مواجهت ایجاد می‌کند؛ زیرا اثر، اصابت است، و اصابت، التفات و توجه پیش می‌آورد؛ التفات و توجه، عین خرد و خاصیت عقل و اندیشه است؛ لذا، مواجهت، بعد از این التفات و عنایت می‌باشد.در مواجهت، توجه و تمایل خرد به جانب خاص، تجلی و تظاهر پیدا می‌کند و بدین سان، فرایند مواجهت اندیشه با امور و چیزها و عناصر و واقعیات درونی و بیرونی، شروع می‌گردد.این ویژگی عقلانی، موجب پیدایش و وضوح امور جدید و اجزاء نو در نزد انسان، می‌شود.پس، این فرایند ، مولد اثرهای جدید می‌باشد؛ تولید«اثرها» آغاز اندیشه‌ورزی است.مواجه عقل و اندیشه با خاصیت و واقعیت خود، واقعیات زندگی، جهان، پدیده‌ها،« دیگران» و کنش‌ها و واکنش‌ها، آغاز جامعه سازی و ایجاد مناسبات خردمندانه و اثربخش اجتماعی، در بین آدمیان است.ضرورت اندیشه‌ورزی، از لزوم و نیاز به این مواجهت‌ها و تولید اثرها، ناشی می‌شود.جامعه سازی، یعنی، تولید و ترویج و تزریق اثرها، در جوانب و ارکان و عناصر اجتماعی و روابط انسانی.تولید و تحرک و تقویت مناسبات جامعه و زندگی جمعی آدمیان، با اندیشه‌ورزی و عمل آوری، نسبت اثری و وجودی دارد؛ یعنی، خرد و اندیشه مصدر اثرها و بلکه اثر اصیل جامعه و اجتماع بشری است.آیا، ساختمان و ساختار و ساخت و بافت اصلی جامعه، جز روابط و مناسبات و مبادلات و تعلقات بین آحاد، چیز دیگری است؟ و آیا، مناسبات گونه گون اجتماعی، جز«اثر» چیز دیگری است؟ تولید و تبادل اثرها، جان و جوهر جامعه هستند؛ و بدون اندیشه‌ورزی، اثرها، پوچ و پوک می‌باشند.بنابراین، مغز و جان اثر، اندیشه و گوهر عقل است، و اصل و اصالت، اندیشه و عقل، اثر است.چون بدون اثر، اندیشه و اندیشه‌ورزی، تهی هستند.یعنی، نیستند.
اندیشه‌ورزی با جامعه و فرهنگ اجتماعی، نسبت مستقیم دارد؛ یعنی، امکان اندیشه‌ورزی در هر جامعه‌‌ای فراهم و مهیا نیست و‌‌ نمی‌شود؛ وضعیت جامعه و میزان و نوع اندیشه‌ورزی، با هم مکمل و ملازم هستند.فرض کنید، در یک جامعه ای، نیاز به اندیشه‌ورزی و تفکر نباشد، یا تفکر و خردورزی، جدی گرفته نشود، پرسش این است که، وضع و حالت آن جامعه، چه منوال و روال پیدا می‌کند؟ یا اگر، مدت مدیدی یک جامعه از اندیشه‌های نو و تفکرات بکر و ابتکارات تازه، بی بهره و بی نصیب باشد، چه وضعی پیش می‌آید؟ اندیشه‌ورزی و قوام و دوام جوامع، نسبت تاثیر و تاثر دارند.یعنی، جامعه زنده و فعال و پویا و بالنده، موجب رواج و رونق و گسترش اندیشه‌ورزی می‌شود و اندیشه‌ورزی، موجب، پیشرفت و ترقی و نشاط و تازگی جامعه می‌گردد.چون، با اندیشه‌ورزی، راه‌های نو و افق‌های تازه، پیش روی جوامع گشوده می‌شود، و مسائل اجتماعی صورت جدید و راه حل بهتر پیدا می‌کنند و از فرسودگی و پوسیدگی، رهایی می‌یابند.
جامعه از مجموع عناصر و بهره‌ها و اجزاء گوناگون ولی مرتبط تشکیل شده است؛ یعنی، بهره‌ها و اجزاء اثربخش؛« Component» خرد و اندیشه در کانون این عناصر و اجزاء ترکیب کننده واقع شده است.بدین سان است که بین اندیشه‌ورزی و پیشرفت جوامع نسبت واقعی و لاینفک برقرار می‌باشد.اگر پرسش شود، آغاز و شروع پیشرفت و ترقی و تکامل جوامع، از کجاست؟ پاسخ را لاجرم در اندیشه و اندیشه‌ورزی و اندیشه‌ها، باید جست و جو نمود؛ اما، نه هر نوع اندیشه‌ورزی، بلکه، اندیشه‌ورزی اثربخش.تاریخ، گواه و شاهد متقن این ادعا است.با اندیشه و ذهنیات صرف، هرگز‌‌ نمی‌توان به پیشرفت و رشد نایل آمد، اندیشه‌‌ای که زادگاه اثر است و معطوف به زندگی می‌باشد، می‌تواند سبب رشد و ترقی شود.
کار و خاصیت اصلی اندیشه‌ورزی گذر از تعصبات و جمودات گذشته و راه گشودن و بن بست شکستن و نوآوردن و بهتر نمودن امور انسان و زندگی است.
به عنوان مثال و مصداق، به خاصیت و اثر اندیشه‌ورزی، راجر بیکن «Roger .Bacon» در قرن سیزدهم (1214- 1294)توجه کنیم.راجر بیکن، کشیش و فیلسوف و دانشمند بوده است؛ راجر بیکن، در قرن سیزدهم، همانند، متفکران و اندیشمندان قرون شانزدهم و هفدهم می‌اندیشیده است.یعنی، او پیشرو و جلودار، رنسانس علمی و فرهنگی در اروپا بوده است.راجر بیکن، از ارسطو، ابن هیثم، رابرت گراستست، ابویوسف الکندی، ابومعشر بلخی و دیگران، تاثیر علمی پذیرفته بود و به علوم تجربی و عقلی تمایل پیدا کرده بود، خرد وی به جانب تجربه وعقل ورزی، معطوف به واقع و زندگی، متمایل گشته بود.در شیمی و کیمیا و طب مهارت پیدا کرده بود« کتاب، آیینه کیمیای» به کتاب تاریخ علم سارتن مراجعه فرمایید.
راجر بیکن، در جستجوی اکسیر جوانی و خالص سازی داروها و تولید طلا، تقلاها می‌کرد و به علوم تجربی توجه می‌نمود.معنی این گفتار این است که راجر بیکن، استدلال و برهان ذهنی و کلامی مسیحی را قانع کننده‌‌ نمی‌دانست و به مشاهده و واقعیت و آزمایش و تجربه و زندگی، توجه داشت و اعتبار قائل بود.یعنی، تلاش می‌کرد، راه جدیدی در اندیشه‌ورزی، بگشاید.نسیم آزادی فکر و نظر با ظهور و تلاش‌های راجر بیکن، در حال وزیدن بود؛ اما، جامعه راجر بیکن در سده سیزده اروپا، ظرفیت و تحمل اندیشه‌ها و اندیشه‌ورزی، وی را نداشت.بنابراین، اندیشه‌ورزی وی، عواقب و عقوبات سال‌ها زندان را برای او در پی داشت.این است که وضع جامعه و اندیشه‌ورزی، با هم قرینند و به هم وابسته اند، اگر یکی ناخوش باشد، حال دیگری ناخوش خواهد بود.همین نکته در ضرورت اندیشه‌ورزی، شاید، کافی باشد.
یک راهکار عملی و کاربردی و اثربخش، در تمرین و آموزش اندیشه‌ورزی این است که، اندیشه ورزان ونخبگان فکری و خردمند، برخی از پروژه‌های اجتماعی یا اقتصادی و فرهنگی و غیره را متکفل و متقبل شوند و اثربخشی، اندیشه‌ورزی را نشان دهند و گواه آورند که اندیشه ورزانه عمل کردن با دیمی و باری بهر جهت عمل کردن، زمین تا آسمان فرق دارد.حصول اثرهای نیک و جامعه ساز و زندگی پرور، جز از طریق اندیشه‌ورزی اثربخش، ممکن نیست.
اخبار مرتبط
دیدگاه کاربران

ارسال دیدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه