روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
09 دی 1396  |  جامعه  |  کد خبر: 41777
0
0
رفع خشونت از زنان با خانواده محوری یا کپی برداری از غرب
مهمترین اشکال لایحه تامین امنیت زنان سوگیری و محتوایی است با این اشکال که در حوزه خانواده به جای خانواده محوری، زن محور است. لایحه ای به اسم لایحه تامین امنیت زنان در برابرخشونت در جریان است که به تبع نقطه نظرات و نقد و بررسی هایی هم روی آن به جریان افتاده. یک طرف می گوید که این لایحه کپی خواسته های غرب است و صدمه به خانواده و ازدواج می زند و آن دیگری می گوید که قصد ما رفع خشونت علیه زنان است و باید که در مقابل خشونت علیه زنان کاری کنیم.
مدیر شبکه ایران زنان و شورای همکاری های زنان در مهر نوشت: رفع خشونت علیه زنان نه یک موضوع تازه و بدیع است و نه موضوعی که مخالفی داشته باشد. نقد و نظرها در چندوچون و محتوای لایحه ای است که در جریان است. بگذریم از این که ۳۰ سال است که ریاست جمهور زیرمجموعهای به اسم امور زنان و خانواده دارد و هنوز بعد از سه دهه هنوز نتوانسته یک سیاست واحد و یک برنامه مدون متناسب با فرهنگ و عرف و واقعیت جامعه خودمان برای رفع مشکلات زنان و خانواده داشته باشد. مهمترین اشکال این لایحه سوگیری و محتوایی است با این اشکال که در حوزه خانواده به جای «خانواده محور»ی «زن محور» است و حفظ و سلامت خانواده را نادیده گرفته علاوه بر این که کپی برداری از مدل و راهکارهای غرب است به جای تکیه بر فرهنگ و واقعیت جامعه خودمان.
اشکال کار در تهیه لوایح است.
لوایح باید کارشناسی تهیه شوند نه بستری برای به صحنه آوردن سلیقه‌های شخصی و بازی های سیاسی. صاحب نظران و نخبگان و کارشناسان زاویه نگاه و نقطه نظرات خود را نسبت به موضوع زن و خانواده دارند. اشکال اصلی آنجاست که موضوعات مربوط به زنان گرفتار بازی سیاسی می شوند به این معنی که کارشناسان هم از یک طیف نظری خاص با همان گرایش سیاسی حضور دارند در غیبت کارشناسان از طیف و نگرش دیگر. این موضوع وقتی بیشتر مسئلهساز می شود که پیوند یک جریان سیاسی با نیروهای سکولار با نقطه نظرات مبتنی بر همان در حوزه زنان به صحنه عمل می آید. بدیهی است که مبنا و چارچوب و چشمانداز باید نظام اسلامی باشد نه نگرش ها و مدل غربی. لازم است تا کارشناسان از طیف های مختلف فکری که متعهد به نظام اسلامی هستند و راهکارهایشان هم در چارچوب نظام اسلامی است حضور داشته باشند و از زاویه نگاه خود به مسئله بپردازند و به جمع بندی برسند. به عوض این که یک طیف فکری کار خودش را بکند و آن دیگری نقدش را رسانه ای و در تقابل به صحنه بیاورد این تقابل ها نتیجه اش عملیاتی نشدن کار است. شاید هم ظرفیت کم و عدم توانایی شنیدن و پاسخ گویی به نظر مخالف از یک طرف و پیوند با غرب و چشم اندازهای غربی از طرف دیگر است که باعث حذف یک طیف در زمان تهیه می شود.
در ضرورت رفع خشونت علیه زنان بحثی نیست و این ضرورت مخالفی ندارد ولی نکته این است که خشونت خانگی فراتر از موضوع خشونت علیه زنان است. وقتی از حضور زن در خانه صحبت می شود «خشونت خانگی» باید مد نظر باشد که هم زن و کودک و هم مرد را مورد توجه قرار می دهد و موضوع نه فقط «خشونت علیه زن» که خشونتی که «ازدواج» و «خانواده» را آسیب می رساند هم دیده شود. وقتی فقط خشونت علیه زن دیده شود «ازدواج» و «خانواده» تحت الشعاع یکی از پایه های زندگی یعنی فقط زنان قرار می گیرد و آن چه نوشته می شود یک طرف را حمایت می کند، ولی باعث صدماتی به اصل زوجیت و خانواده می شود. وقتی خانواده و ازدواج تحت خشونت قرار بگیرد آنچه صدمه می خورد خانواده و ازدواج است و صدمات و لطمات و آسیب های آن همه افراد خانواده یعنی هم زنان، هم مردان و هم کودکان. وقتی خشونت در خانواده و همه ابعاد و از منظر خانواده دیده شود زاویه نگاه و موارد مطرح شده به گونه کامل خواهد بود. مثلا همان طور که خشونت های مختلف علیه زنان دیده شود اعمال دیگری که خشونت علیه مرد و علیه کودک است هم دیده می شود. به عنوان مثال تحمیل خرج و مخارجی که وظیفه مرد نیست توسط همسر بر مرد خشونت اقتصادی بر مرد است. خانواده یک «واحد» است و ازدواج یک «پیوند سنگین» لازم است که این واحد و این پیوند هم راهش را به سلامت طی کند.
اگر لایحه ای فقط برای خشونت علیه زنان نوشته شود و زوجیت و خانواده تحت الشعاع آن قانون قرار بگیرد کاری تک بعدی است که باعث و زمینهساز صدماتی به خانواده است. فراموش نشود که خود زوجیت و خانواده که مورد خشونت قرا بگیرد آسیب آن گرفتار هم زنان و هم مردان می شود. آن وقت است که پسران هم مثل دختران از ازدواج فرار می کنند.
این لایحه بیشتر از این که بتواند قانونی با ضمانت اجرا باشد یک سند راهبردی برای تهیه برنامه مدون است برای کل سیستم. بر اساس آن برنامه هایی برای دستگاه ها باید نوشته شود که معاونت زنان و خانواده ریاست جمهور را موظف می کند اقدامات لازم برای اجرایی شدن آن ها را پیگیری کند. البته اگر برنامه هم باشد هنوز اشکالات اساسی محتوایی تعارض با فرهنگ جامعه خودمان به آن وارد است.
سخن آخر این که آن چه در این لایحه به عنوان بایدها آورده شده با توجه به امکانات و شرایط اصلا نشدنی و به شعارها و اعتبارات سیاسی جهت عرضه شعارهای بیشتر شبیه است تا برنامه ای برای اجرا. دولت اگر امکانات مالی دارد بیمه زنان خانهدار را عملیاتی کند به عوض این که برود به سمت این که همه زنان بشوند زنان سرپرست خانوار و با بچه هایشان در این جامعه رها شوند به امید کمک های دولتی. در جامعه ما زنان اگر مشکلاتی در خانواده داشته باشند هنوز از نزدیکان خود کمک می گیرند. خوب است همین مسیر حمایت و تقویت شود به عوض عریض و طویل کردن دستگاه هایی کپی شده جامعه غربی. آن جا چون به زن به عنوان یک نیروی کار اقتصادی دیده می شود همه راهکارها به همان سمت است ولی جامعه ما زن یک مربی است که خانه اش باید خانه امن و سالمی باشد که بتواند برای فرزندانش در محیطی خانوادگی بهترین تربیت ها را به صحنه بیاورد که آرامش و امنیت و رشد خودش هم در گروه همین است.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه