روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
23 شهریور 1396  |  فرهنگ و هنر  |  کد خبر: 37261
0
0
18 سال از درگذشت خالق «دو قرن سکوت» گذشت
در گزند باد و باران
24 شهریور ماه، هر ساله یاد نویسنده، پژوهشگر، تاریخ‌نگار، منتقد و مترجمی را زنده می‌کند که اگر بخواهیم بی‌رحمانه صادق باشیم؛ بیش از 60 سال کار فرهنگی، ادبی و تاریخی او گستره‌ای وسیع‌تر از القاب بالا را به خود اختصاص می‌دهد. چرا که نگاهی دقیق به مجموعه کار بزرگ عبدالحسین زرین‌کوب این استاد تمام عیار و کاربلد در طول زندگی ادبی‌اش، نشان می‌دهد که آثار او نه تنها در جایگاه یک متن ادبی، بلکه به عنوان آیینه‌ای تمام نما از هویت و فرهنگ ملی و بومی ما قابل بررسی‌اند.
آثاری که بخش‌های فراموش شده تاریخ و فرهنگ ملی‌مان را یادآور می‌شود. از این دست تنها کتاب‌هایی همچون«دو قرن سکوت»، «تاریخ ایران بعد از اسلام»، «تاریخ مردم ایران» و «روزگاران» نیستند که راوی تاریخ فراموش شده و هویت مخدوش شده ما هستند بلکه آثار تحقیق او درباره صوفیه، و چهره‌های شاخص ادبیات کلاسیک ایران نیز، خود نوعی تاریخ‌نگاری مرجع به حساب می‌آیند. که تکه‌های جدا شده هویت‌ ایرانی را چون آفتابی عالم تاب به نمایش می‌گذارند.
درباره زرین‌کوب هرچه به نگارش درآید بی‌تردید حق دقیق مطلب را ادا نمی‌کند، چه آنکه همه مقالات و نوشته‌های تاکنون نیز نتوانسته‌اند زندگی پر بار او را به شکلی که لایق آن است پوشش دهند. اما در این راستا و به دلیل آنکه سالمرگ ایشان، امسال با روز جمعه مصادف شده است تصمیم گرفتیم صفحه ادبیات روزنامه «همدلی» را امروز به او اختصاص دهیم.
فراتر از محکومت و ستایش
علی دهباشی
باور کردنی نیست اما باید بی‌رحمی زمان را پذیرفت. انگار همین دیروز بود که برای شرکت در «کنگره بین‌المللی ایران‌شناسان» دانشگاه سوربون در بستر بیماری‌اش حاضر شدم و کسب اجازه برای این سفر خواستم و ایشان و همسرشان «دکتر قمر آریان» مرا تشویق به این سفر کردند و انگار همین دیروز بود؛ آخرین نوشته‌ای که از دکتر زرین‌کوب در دست داریم مقدمه‌ای است که ایشان بر کتاب من «یادنامه علامه قزوینی» از بیمارستان «جان هاوکینز» پنسیلوانیا نوشتند و دیگر دست او به قلم نرفت.
دکتر زرین‌کوب متعلق به نسلی از بزرگان فرهنگ ایران بود که هرگز تک بعدی نبوده‌اند بلکه اینان در مکتبی درس خوانده‌اند که ملک‌الشعرای بهار، بدیع‌الزمان فروزانفر و محمد معین استادانشان بودند. اینک پس از نزدیک به دو دهه از خاموشی او ما هر روز شاهد اقبال جوانان دانشجو و محققان و پژوهشگران به آثار دکتر هستیم. میراث معنوی دکتر زرین‌کوب را می‌توان در چند دسته تقسیم کرد:
الف) آنچه که او درباره ادب فارسی نوشت شامل نقد ادبی که مروج و به نوعی بنیان گذار شیوه جدید نقد ادبی در زمان خود بود
ب) مولوی پژوهی شامل کتاب های « سر نی» «بحر در کوزه» پله پله تا ملاقات خدا که از مهمترین متون مورد ارجاع در زمینه مولوی پژوهی است.
ج) عرصه تاریخ‌نگاری که در این زمینه دکتر دستی توانا داشت و این بخش از آثارش با کتاب «دو قرن سکوت» آغاز شد. سپس با نگارش کتاب «تاریخ ایران بعد از اسلام» و بعد از آن نیز با نگارش کتاب تحسین‌شده‌ای چون «تاریخ مردم ایران» ادامه یافت و به کتاب «روزگاران» و سرانجام کتاب «بامداد اسلام» رسید.
زمینه دیگری که دکتر زرین‌کوب در آن استادانه وارد شدند، زمینه تحقیقی و مباحث فلسفی ایشان است با آثار ماندگاری چون «فرار از مدرسه» که درباره زندگی امام محمد غزالی است و کتاب‌هایی درباره بزرگان شعر فارسی ایران همچون کتاب‌هایی درباره سعدی، فردوسی، نظامی و کتاب «از کوچه رندان» درباره حافظ.
از ایشان خاطره‌ای در ذهن دارم که بسیار می‌تواند برای علاقه‌مندانشان مفید باشد. هنگامی که ایشان در لندن مشغول تعریف کتاب «روزگاران» بود می‌خواست در دوره قاجار کتاب را ببندد و اتمام برساند و من به ایشان اصرار داشتم دوران پهلوی را هم بنویسند. به ایشان می‌گفتم حیف است که این دوره از نگاه شما شناخته نشود و ما آن را در دست‌رس نداشته باشیم. ایشان می‌گفتند کار روی این دوره از تاریخ ایران حساس است. چرا که خود دوره نیز از حساسیت بالایی برخوردار است؛ و عده‌ای انتظار دارند که من آن دوره را ستایش کنم و عده‌ای دیگر نیز می‌خواهند که من دوره پهلوی را محکوم کنم. و او بعد از این اظهار نظر بارها تکرار کرد که کار مورخ فراتر از محکوم کردن و ستایش کردن است. دکتر سرانجام آن بخش را نوشت و مورد حمله قرار گرفت چرا که مورد میل محکوم کنندگان از یک سو و ستایش کنندگان از سوی دیگر نبود. اما استاد نگاه بی طرف خود را ارائه داد. و نشان داد که کار اساسی یک مورخ چگونه است.
دکتر زرین‌کوب عاشق ایران بود و آرزویش این بود که سر بر خاک وطن خود بگذارد و به این آرزو رسید.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه